چهل سالگی! - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:15
آنچه همه خبر نداشتند آن بود که من تو را دوست داشتم ، ریشه ی من دوباره در خاک بود و من دیگر با یک فنجان چای هم خوشبخت بودم ، من دوباره صفات خودم را میشمردم. نگران صبر تو بودم ، نگران آفتاب که می رسید و خانه را روشن میکرد .کبریت میزدم آفتاب تاخیر کند و به خانه تو مهمان نباشد .تا آن سپیده دم دستم با سا...
دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد! - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:15
در همه آن روزهای تهی خود را فریب می دادم. از خواب بر می خواستم و آن قدر کار می کردم تا از حال می رفتم. مث همیشه خوب غذا می خوردم، با همکارانم به کافه می رفتم، با برادرانم مثل گذشته به آسودگی می خندیدم، اما کوچکترین تلنگری از سوی آن ها کافی بود تا به تمامی بشکنم. اما خودم را گول می زدم. شجاع نبودم، ا...
تفرد (ادامه اجتماعی شدن ) - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:15
تفرد يونگ راجع به انسان هزاره سوم دستاوردهاي مهمي از لحاظ روانشناسي و اجتماعي دارد. از نظر يونگ، تفرد يا individuation فرایندی است كه بايد در زندگي رخ دهد تا ما انسانهاي كاملي شويم. در واقع ما قبل از متفرد شدن نيمه انسانيم؛ انسان بودن براي ما يك امكان بالقوه است نه بالفعل. آنچه در ابتدا بالفعل است ح...

برچسب‌های مرتبط

دوست داشتم کسی جائی منتظرم باشد |